چکيده: در اين نوشتار آثار مثبتي که هوش تجاري بر تصميمات عمده و کلان سازماني دارد اشاره شده است و به عمده موارد قابل توجه در معماري هوش تجاري و مزاياي آن به همراه نحوه برخورد و نوع پياده سازي آن پرداخته شده است، هوش تجاري نه به عنوان يک ابزار يا يک محصول و يا حتي سيستم، بلکه بعنوان يک رويکرد جديد در معماري سازماني بر اساس سرعت در تحليل اطلاعات به منظور اتخاذ تصميمات دقيق و هوشمند کسب و کار در حداقل زمان ممکن مطرح شده است. در اين مقاله، دلايل لزوم استفاده با تشريح اهداف آن، ضمن معرفي تکنيک‌هاي عمومي، مورد بررسي قرار گرفته است.
مقدمه
فناوريهاي نوين با سرعتي سرسام آور در حال پيشرفت هستند، به طوري که جوامع به صورت عام و بازار به صورت خاص با شتابي وصف ناپذير به دنبال ترفند هايي مي گردند که بقايشان را در اين عرصه آشفته و متلاطم تضمين کنند. سازمانها بايد بپذيرند که فلسفه حياتشان تغيير کرده است و ديگر زنده بودن به معناي رسيدن به وضعيت سوددهي مداوم نمي تواند باشد و بايد به دنبال رقابت و ابزار آن باشند، چرا که امروزه کمتر شرکتي در اين عرصه به صورت سنتي و به دور از قواعد جديد بازي کسب و کار مي کند و براي اينکه بتوان پا به پاي رقبا باقي ماند يا شايد بسختي و با مهارت بسيار بتوان يک قدم از آنها پيش گرفت، مي بايست به قواعد جديد بازي کاملا مسلط بود تا شايد روزي بتوان خود يک قاعده جديد انگاشت. بنابراين تسلط بر فناوريهاي جديدي مانند هوش تجاري در کسب و کارها يک الزام وضرورتي اجتناب ناپذير تلقي مي شود. هدف اين نوشتار نيز چيزي جز يادآوري روند روبه رشد و توقف ناپذير نوآوري در فناوري و دگرگوني در نحوه کسب و کارها نيست؛ تحولي که در اين انقلاب صورت پذيرفته است و دگرگونيهايي که در رويه تغييرات موجبات بروز اختلافات و پيدايش شکافهاي عميقي را بين فرداها با امروز فراهم آورده و خواهد آورد.

موضوعات: برچسب ها: ,
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 دی 1395ساعت 12:42 توسط هوش تجاری |

هوش تجاري يا هوش کسب و کار که قالب عمده تري را مانند استفاده‌هاي تجاري و غير تجاري (نظامي و غير‌انتفاعي) در بر دارد، عبارت است از بُعد وسيعي از کاربردها و تکنولوژي براي جمع آوري داده و دانش جهت زايش پرس و جو در راستاي آناليز بنگاه براي اتخاذ تصميمات تجاري دقيق و هوشمند. يک هوش تجاري براساس يک معماري بنگاه تشکيل شده است و در قالب پردازش تحليلي برخط (OLAP) به تحليل داده هاي تجاري و اتخاذ تصميمات دقيق و هوشمند مي‌پردازد. هوش تجاري، نه به عنوان يک محصول و نه به عنوان يک سيستم، بلکه به عنوان يک معماري و رويکردي جديد موردنظر است که البته شامل مجموعه اي از برنامه هاي کاربردي و تحليلي است که به استناد پايگاههاي داده عملياتي و تحليلي به اخذ و کمک به تصميم گيري براي فعاليتهاي هوشمند تجاري و کسب و کار مي پردازند. اما هوش تجاري از مناظر ديگر: از منظر معماري و فرايند به هوش تجاري به عنوان يک چارچوب که عامل افزايش کارايي سازمان و يکپارچگي فرايندها و نهايتا بر فرايندهاي تصميم گيري در سطوح مختلف سازماني متمرکز است، نگريسته مي شود. بازار هوش تجاري را ابزاري براي برتري رقابتي و پايشگر و تحليلگر بازار و مشتريان مي داند. از نقطه نظر فناوري نيز هوش تجاري يک سيستم هوشمند است که با پردازش دقيق داده ها، نقطه دخالت سخت افزار و نرم افزار در مغز افزار ها به حساب مي آيد. ولي به بيان ساده تر هوش تجاري چيزي نيست مگر فرايند بالابردن سود دهي سازمان در بازار رقابتي با استفاده هوشمندانه از داده‌هاي موجود در فرايند تصميم گيري. در صورتي که مفهوم هوش تجاري بدرستي درک و منتقل نگردد، موجب مي شود تا انتظارات مديران به صورت ناگهاني افزايش يابد و برآورده نشدن اين توقعات مواردي را از جمله سلب اطمينان افراد و بويژه مديران از اين سيستم به دنبال خواهد داشت؛ چرا که هوش تجاري فقط به دنبال کوتاه کردن مسير هاي پرس و جو در داخل اطلاعات است و خود مستقلا و بدون نياز به اطلاعات مناسب قادر به ارائه پيشنهاد يا راهکاري نيست.

موضوعات: برچسب ها: ,
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 دی 1395ساعت 12:42 توسط هوش تجاری |

هوش تجاری یا هوش کسب و کار که قالب عمده تری را مانند استفاده‌های تجاری و غیر تجاری (نظامی و غیر‌انتفاعی) در بر دارد، عبارت است از بُعد وسیعی از کاربردها و تکنولوژی برای جمع آوری داده و دانش جهت زایش پرس و جو در راستای آنالیز بنگاه برای اتخاذ تصمیمات تجاری دقیق و هوشمند. یک هوش تجاری براساس یک معماری بنگاه تشکیل شده است و در قالب پردازش تحلیلی برخط (OLAP) به تحلیل داده های تجاری و اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند می‌پردازد. هوش تجاری، نه به عنوان یک محصول و نه به عنوان یک سیستم، بلکه به عنوان یک معماری و رویکردی جدید موردنظر است که البته شامل مجموعه ای از برنامه های کاربردی و تحلیلی است که به استناد پایگاههای داده عملیاتی و تحلیلی به اخذ و کمک به تصمیم گیری برای فعالیتهای هوشمند تجاری و کسب و کار می پردازند. اما هوش تجاری از مناظر دیگر: از منظر معماری و فرایند به هوش تجاری به عنوان یک چارچوب که عامل افزایش کارایی سازمان و یکپارچگی فرایندها و نهایتا بر فرایندهای تصمیم گیری در سطوح مختلف سازمانی متمرکز است، نگریسته می شود. بازار هوش تجاری را ابزاری برای برتری رقابتی و پایشگر و تحلیلگر بازار و مشتریان می داند. از نقطه نظر فناوری نیز هوش تجاری یک سیستم هوشمند است که با پردازش دقیق داده ها، نقطه دخالت سخت افزار و نرم افزار در مغز افزار ها به حساب می آید. ولی به بیان ساده تر هوش تجاری چیزی نیست مگر فرایند بالابردن سود دهی سازمان در بازار رقابتی با استفاده هوشمندانه از داده‌های موجود در فرایند تصمیم گیری. در صورتی که مفهوم هوش تجاری بدرستی درک و منتقل نگردد، موجب می شود تا انتظارات مدیران به صورت ناگهانی افزایش یابد و برآورده نشدن این توقعات مواردی را از جمله سلب اطمینان افراد و بویژه مدیران از این سیستم به دنبال خواهد داشت؛ چرا که هوش تجاری فقط به دنبال کوتاه کردن مسیر های پرس و جو در داخل اطلاعات است و خود مستقلا و بدون نیاز به اطلاعات مناسب قادر به ارائه پیشنهاد یا راهکاری نیست.

تعیین گرایشهای تجاری سازمان

که از پیامدهای استفاده از

هوش تجاری است

موجب می شود که سازمان

بدون اتلاف وقت و هزینه

در سایر مسیرها

به دنبال اهداف کلان متمرکز شود.

موضوعات: برچسب ها: ,
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 دی 1395ساعت 12:41 توسط هوش تجاری |

در سازماني که هوش تجاری (BI) بکار گرفته مي شود، مديران مي توانند اطلاعات هزينه ها را از داخل سازمان استخراج نمايند و بدانند که هزينه ها چه هستند و تصميم هایي براي کاهش و حذف آنها بگيرند. تغييرات آينده را پيش بيني کنند و براي مسائل خود راه حلي داشته باشند. بمنظور افزايش درآمد، شرکتها بايد علاوه بر افزايش فروش خود، مثلا" مشتريان فعلي خود را حفظ کنند. حفظ مشتريان اغلب کاري بسيار پسنديده است. اما بايد بدانيم که کدام مشتري سود بيشتري عايد مي کند. معمولاً 20% مشتريان 80% سود شرکت را تامين مي کنند. شرکتها بايد ابتدا مشترياني که سود بيشتري را عايد مي سازند،  حفظ نمايد. هوش تجاری (BI) کاربرد بسياري در اين بخش نيز دارد.

گام بعدي تجزيه و تحليل رفتارهاي بازار، فروش و مشتريان پر سود ده هستند. اين دانش به مديران کمک مي کنند تا چگونه مشتريان خود را مديريت نمايند. براي جلب نظر مشتريان ممکن است پارامترهاي کانال هاي هزينه اي، فروش به مشتريان عمده و يا تغيير در حاشيه سود و ... مدنظر قرار گيرد. نکته مهم اينست که رفتارها با مشتريان يکسان نيست و هر مشتري يا گروهي ازمشتريان روابط خاص خود را خواهد داشت.

سرانجام، اينکه علاوه بر مشخصه هاي اطلاعاتي فوق ساير اطلاعات مديريتي براي تصميم گيري در سازمانها نيز وجود دارد که نياز به تحليل براي تصميم گيري دارد، مثل اطلاعاتي در حوزه ماموريت اصلي سازمان و يا شرکت، اطلاعات منابع انساني، اطلاعات توليد و ساخت، اطلاعات خدمات ارائه شده و ... هوش تجاری (BI) راه حلي براي بکارگيري اين اطلاعات و ايجاد هوشمندي در مديران مي باشد که آگاهانه تصميم گيري نمايند و تصميم آنان بر مبناي واقعيات و درک آگاهانه آنان از تغييرات فعلي و آتي و استفاده از سوابق در سازمان باشد.

هوش تجاری (BI) چيست ؟

هوش کسب و کار (BI) يعني “داشتن دانشي فراگير از همه عوامي که بر سازمان موثر است.”

داشتن دانش عميق نسبت به همه ي عوامل مثل: مشتريان (جامعه هدف و مخاطبين، ارباب رجوع و ...) رقبا، محيط اقتصادي، عمليات و فرآيندهاي سازماني (مالي، فروش، توليد، منابع انساني و ...) که تاثير زيادي بر کيفيت تصميمات مديريتي در سازمان مي گذارد هوش کسب و کار است. هوش سازماني شما را براي تصميم گيري در همه عوامل موثر بر سازمان و شرکت ها توانمند مي سازد.

فرآيند هوش کسب و کار در سازمان ها و شرکتها

فرآيند هوش کسب و کار در سازمان ها و شرکتها يک فرآيند پويا و تعاملي است. اين فرآيند با يک سئوال شروع مي گردد و پاسخ هاي سئوالات در يک حلقه ي تکرار فراهم مي شود. اين پاسخ ها امکان تصميم گيري براي مديران را فراهم مي کند. به شکل زير توجه گردد. شرح هر يک از مراحل مختصراً در ادامه توضيح داده شده است.

فرآيند هوش کسب و کار در سازمان ها و شرکتها,هوش تجاری,هوش کسب و کار

برنامه ريزي و هدايت

مرحله برنامه ريزي و هدايت در ابتدا و انتهاي فرآيند هوش کسب و کار عمل مي کند. در شروع متعاقب درخواست هاي مديران تصميم گير و سئوالات از سيستم با فرمول کردن سئوالات، برنامه ريزي براي پاسخ به سئوالات شروع خواهد شد.

مرحله اخذ اطلاعات از پايگاه اطلاعاتي

در اين مرحله اطلاعات از کليه پايگاه هاي اطلاعاتي (منابع اطلاعاتي) جمع آوري خواهند شد. داده هاي جمع آوري شده از داده هاي خام هستند و آگاهي يا دانشي را به استفاده کننده اضافه نخواهند کرد. اين داده ها مي بايست پردازش و پالايش نيز بشوند.

پردازش اطلاعات

در اين مرحله داده هاي جمع آوري شده مجتمع خواهند شد، روابط بين آنها شناسايي و آناليز شده و در نهايت قابل استفاده خواهند گرديد. اين مرحله شامل مراحل استخراج اطلاعات، تبديل اطلاعات و بارگذاري اطلاعات (Load)  مي شود.

آناليز و توليد اطلاعات

در اين مرحله با استفاده از تکنيکهاي پيشرفته از داده هاي مجتمع شده، هوشمندي ايجاد مي گردد. سيستم در انتهاي اين مرحله پاسخ هوشمندانه اي به سئوالات  مديران خواهد داد. اين پاسخ در قالب ارائه گزارشات، جداول و نمودارها منتشر مي گردد. و امکان تغيير سئوال و يا بررسي موضوع از زواياي ديگر منجر به تکرار چرخه ي فرآيند فوق خواهد شد.

موضوعات: برچسب ها: ,
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 دی 1395ساعت 12:41 توسط هوش تجاری |

همانطور که يک رويکرد سيستمي دقيق و به روز مانند هوش تجاري مي تواند بر کارايي و عملکرد سازمان تاثيرات زيادي بگذارد، بسياري از عوامل نيز بر ميزان کارايي هوش تجاري سازمان تاثير گذارند، از جمله اين عوامل مي توان به مشتريان، رقبا، شرکا تجاري، محيط اقتصادي و کارکنان داخلي اشاره کرد. با توجه به اين نکته که هيچ کسب و کاري بدون مشتري معنا ندارد، پايش رفتار مشتريان و مخصوصا شناسايي آنان از حيث دائمي يا موقتي بودن مي تواند در پيش بيني ميزان دقيق عرضه و تنظيم ميزان تقاضا بسيار کارامد واقع شود. بنابراين تکنيک‌هاي سيستم هاي حمايت تصميم‌گيري هوشمند (IDSS) و مديريت ارتباط با مشتري که در متن معماري هوش تجاري نهفته است، مي توانند روند حرکت سازمان را با عقايد و علايق مشتريان همگام کنند. نداشتن اطلاعات کافي در رابطه با مشتريان مانند اينکه: مشتريان واقعي چه کساني هستند؟ اين مشتريان چه کالاهايي و در چه زماني مي‌خرند؟ چگونه مي توان الگوهاي خريد مشتري را استخراج کرد؟ چگونه مي‌توان ميزان وفاداري مشتري را بالا برد؟، معضلات فراواني را در اجراي چنين رويکردهاي نويني به بار خواهد آورد.
با توجه به اين منطق که اگر به هر تحليلگري در قالب سيستم يا سازمان، اطلاعات ناقص يا اشتباه وارد شود، خروجي آن هرگز قابل ارزيابي مطلوب نخواهد بود و اگر بهترين ساز و کارها در اختيار افراد نا مناسب قرار گيرد، مطمئنا ضمن کاهش عمر مفيد کاري آنها، کارايي قابل توجهي هم نخواهند داشت، پس با توجه به آثار هوش تجاري بر سازمان بايد بر تاثيرات عوامل متعدد داخلي و خارجي سازمان بر هوش تجاري مطالعه کرد تا سازمان باوجود صرف هزينه و زمان هنگفت براي ايجاد تغييرات کلي، در خروجي دچار خسارات جبران ناپذيري نشود؛ چراکه تصميمات اساسي و استراتژيک در سازمانها با بهبود قسمتي از آن بسيار متفاوت است. اين تصميمات استراتژيک روند تفکر و حرکت سازمان را به کل تغيير مي‌دهند و در صورت شکست، رجوع به نقطه اول و اصلاح اشتباهات يا تغيير جديد امکان پذير نيست، زيرا تغيير فرهنگ سازماني و نگرش افراد مستلزم برداشتن گامهاي طولاني مدت و برنامه‌ريزي شده است. بنابراين کم تخمين زدن تاثيرات عوامل به نظر کوچک مي تواند پايان يک راه اميدوارکننده و روشن را تيره و تار کند. ممکن است سازمانها در مواردي مشابه باشند، ولي هرگز دقيقا عملکرد يکساني نداشته باشند و حتي اگر عملکردشان نيز بسيار به هم مشابه باشد، محيط فعاليت متفاوت يا خاص باشد و با توجه به ساير موارد بايد اينگونه معماريهاي بنيادين را طبق زيرساختها و ويژگيهاي سازمان، طراحي، برنامه‌ريزي و پياده سازي کرد.

موضوعات: برچسب ها: ,
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 دی 1395ساعت 12:41 توسط هوش تجاری |
صفحه قبل 1 صفحه بعد
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
تماس با ما
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
1395
آمار وبلاگ
افراد آنلاين : 1 نفر
بازديد امروز : 3
بازديد ديروز : 0
بازديد ماه قبل : 25
بازديد سال قبل : 25
كل بازديدها : 25

RSS

POWERED BY
farazblog.com